اجاق : واژه اجاق ( به معنای محل افروختن و حفظ آتش ) بنیادی ترین واژه خویشاوندی در ایل سرخی است و تعلق به اجاق واحد ، نیرومندترین پیوند خویشاوندی را در نظام قبیله ای ایجاد می کند . این واژه از سویی دلالت بر نقش مهم آتش و حفظ و نگهداری آن در گذشته دور دارد و از سوی دیگر نوعی « تقدس نیا » است . 

در ایل سرخی به « اجاق » نیا قسم می خورند . این اجاق گاه نیای طایفه است ( مانند اجاق مشهدی محمد در طایفه جیحون ) ، گاه نیای اولاد ( مانند اجاق کرمعلی در طایفه ناصرو و اجاق مشهدی کدبدین- قطب الدین- در طایفه دهدار و اجاق شمس یار احمد در طایفه بگی ) و گاه نیای زاد ( مانند اجاق ملاماندنی در زاد فوق در طایفه ناصرو و اجاق کله رحمون در زاد رحمانی طایفه ناصرو و ... ) . گاهی واژه « اجاق  » عمومیت می یابد و به هر پدر یا پدربزرگی اطلاق می شود ( اجاق پدر را روشن کردن) ؛ مثلا اگر پسری نااهل در آید می گویند : « اجاق پدر را خاموش کرد » . اگر فردی از طایفه جیحون در حدی نااهل در آید که سبب ننگ طایفه باشد می گویند : « اجاق مشهدی محمد را خاموش کرد » . در این مفهوم طایفه ای است که اصطلاح « خاموش یا روشن کردن اجاق » از معنای متعارف و عمومی آن در سایر نقاط ایران متمایز می شود.

اجاق بنوعی ، روح طایفه و اولاد است که آن را از مصیبت ها حفظ می کند و یا در مواقع حساس به آن یاری می رساند ؛ مثلا اگر کسی از خطر ناگهانی سلامت بجهد ، می گویند « اجاقش او را حفظ کرد » ، و یا از فقر و درماندگی به توفیقی نامنتظر دست یابد ، می گویند : « اجاقش اورا کمک کرد » ، و یا برای نفرین می گویند : « اجاقش به کمرش بزند » . در این معنا اجاق بنوعی ، توتمی است که عضو طایفه یا اولاد را حفظ می کند و هر نوجوانی باید بکوشد تا با پایبندی به اخلاق ستوده خود را نمونه سازد و اجاق طایفه را روشن کند و به شیوه ای سلوک نماید که مورد نفرین اجاق قرار نگیرد .

اجاق توتمی است سمبلیک که وحدت ایل را تحکیم می بخشد . اگر در ایل فرد شاخصی پیدا شود و سبب سربلندی آن گردد، « اجاق سرخی را روشن کرده » و اگر کسی با عمل بزرگی سرشکستگی ایل را سبب شود ؛ آن را خاموش کرده است . تعلق به اجاق واحد ، وحدت طایفه یا اولاد را موجب می شود و برای روشن کردن اجاق طایفه یا اولاد ، به دیگر خویشاوند عضو طایفه یا اولاد یاری رسانید ، روح جمعی داشت و در پی منافع شخصی نبود .

در ایل سرخی ، سه اجاق حالت «تقدس» دارد : «اجاق مشهدی محمد» ( نیای طایفه جیحون) ، « اجاق دهدار کدبدین»( طایفه دهدار) و « اجاق شمس یار احمد ( تیره شم زار طایفه بگی ) و از این رو ، اعضای این واحد ایلی به خاطر تقدس اجاق  خود برای خویش نوعی « روحانیت ) قایلند . در عین حال « اجاق کله رحمون » ( رییس ایل در سالهای ۱۲۴۰-۱۲۸۰ شمسی) نیز بدلیل تدبیر و کیاست زیادی که در حفظ و احیای ایل مصروف داشته ، مورد احترام فراوان و بیانگر شیخوخیت و ریش سفیدی است . « اجاق کرمعلی » بیانگر ریاست ایل است و « روشن کردن اجاق کرمعلی» بدان معناست که فردی از نسل او بتواند با کاری بزرگ ، سرافرازی ایل را موجب شود .

منبع : کتاب ایل ناشناخته